هو الله


ساعت 6:41 عصر شنبه 18/12/1386




چه انتظار عجيبي!




عجيب تر که چه آسان
نبودنت شده عادت.



چه بي خيال نشستيم،نه
کوششي نه وفايي.



فقط نشسته و گفتيم:



خدا کند که
بيايي.............

¤ نويسنده: منتظر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 9:38 عصر يکشنبه 21/11/1386

مي‌خواستم يه‌کم درباره‌ي مرگ صحبت کنم ولي نمي‌دونستم از کجا بايد شروس کنم و با کي صحبت کنم.
بزاريد از اينجا شروع کنم که از نظر ما آدماي معمولي مرگ يعني چي ؟اصلا ما هم مي‌ميريم ؟
شايد سوالم يه کم مسخره به نظر بياد ولي بيايد يه‌کم روش فکر کنيم.
وقتي که بچه بوديم اصلا مغزمون به اينجور‌چيزا قد نمي‌داد و تو حال و هواي خودمون بوديم.
يه‌کم که بزرگتر شديم فهميديم مردني هم هست که البته براي ما نيست .به اين نتيجه رسيديم که فقط آدماي پير و فرسوده که مريضن مي‌ميرن و البته بزاريد بهتر بگم ،آدماي پير و مريض که جزو خونواده‌ي ما نيستن.
بعد کمکم فهميديم که نه ،اينجوريا هم نيست .يعني ممکنه پدر بزرگ و مادر بزرگ و حتي پدر و مادرخودمونمم بميرن.و چون اون موقع مرگ رو نابودي مطلق تلقي مي‌کرديم ،اگه بعضي وقتها ياد روزي مي‌افتاديم که قراره پدر يا مادرمون بميرن و ما تنها بشيم ،تموم غم دنيا رو سرمون خراب مي‌شد.

ادامه مطلب...

¤ نويسنده: منتظر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 7:49 عصر يکشنبه 21/11/1386

اومدم دهه فجر رو تبريک بگم .



چون ديره پس 22 بهمن رو تبريک مي‌گم.



اودم بگم که ما همه چيزمونو از اين 22 بهمن
و اين ولايت داريم ؛اصلا امام صادق مي‌فرمايند که اسلام بر 5 پايه استوار است که
مهم‌ترين آنها ولايت است.



اگه گفتيد چرا.



چون اگه ولايت نباشه شما نمي‌توني بقيه
اصول و فروع و واجبات دينت رو راحت انجام بدي.



راستي تولد من 22 هست.يعني همين فردا.



خودم به خودم تبريک مي‌گم.


¤ نويسنده: منتظر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 12:36 صبح چهارشنبه 17/11/1386

شهراني مينويسه:
روزي شيخ حسن عراقي نزد من اومد و گفت:شهراني ميخواي داستان زندگيمو برات بگم ؟ميخواي بدوني من چه جوري تو اين راه افتادم‌ ؟
گفتم : بله ،بگو.
گفت : سالها قبل اون موقع که من جووني 17-18 ساله بودم و توي شهر دمشق زندگي ميکردم ،کار و کاسبي داشتم.اون موقع جوون زيبا و خوش سيمايي بودم.روزهاي جمعه که ميشد با جوونا و رفقا و همکارا ميزديم از شهر بيرون.دنبال لهو و لعب و خوش گذروني.بازي و سرگرمي.خلاصه جووني ميکرديم.سرمست از غرور جووني.
تا اين که يه روز،يه روز جمعه همين طور که مشغول عيش و نوش بوديم و مني که از اين عياشي و خوش گذروني خسته شده بودم با خودم گفتم ؛ يعني يه چيزي به ذهنم رسيد: حسن ، حسن ؛ آيا ما واقعا واسه اين کار اومديم ؟آيا اومديم کار کنيم تا بخوريم ؟بخوريم تا بگرديم و روزگارمونو بگذرونيم ؟خوش بگذرونيم و اميال و شهواتمونو بگذرونيم ؟ نه! اين که خيلي کمه.خيلي کمه.((ما خُلِقنا لَهذا)).خيله خوب ؛ اگه واسه اين نيومديم پس واسه چي اومديم ؟اومديم چيکار کنيم ؟به کجا برسيم ؟به کجا بايد برسيم ؟


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: منتظر

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 1:59 عصر سه‏شنبه 16/11/1386

قسمتي از راز و نياز شهيد چمران :
شهيد چمران

خدايا! هدايتم کن زيرا ميدانم که گمراهي چه بلاي خطرناکي است.



خدايا! محتاجم مکن که تهمت به کسي بزنم،زيرا تهمت، خيانت ظالمانه اي است.



خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم.



خدايا! تورا شکر مي کنم.



خدايا! من
کوچکم،ضعيفم،ناچيزم،پر کاهي در مقابل طوفان ها هستم به من ديده اي عبرت
بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به
درستي تسبيح کنم.



خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است تورا به عدالتت سوگند مي دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.



خدايا! مي خواهم فقيري بي نياز باشم ، که جاذبه هاي مادي زندگي مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.



خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغاي کشمکش هاي پوچ مدفون نشوم.



خدايا! دردمندم
، روحم از شدت درد مي سوزد،قلبم مي جوشد،احساسم شعله مي کشد و بند بند
وجودم از شدت درد صيحه مي زند تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.


خدايا! بسوي تو مي آيم از عالم و عالميان ميگريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکني ده.


 
برگرفته از کتابچه دکتر مصطفي چمران (مرکز آموزش سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران) 

¤ نويسنده: منتظر

نوشته هاي ديگران ( )

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/12/1386- 6:41 ع] خدا کند که بيايي
[21/11/1386- 9:38 ع] مرگ
[21/11/1386- 7:49 ع] 22 بهمن مبارک
[17/11/1386- 12:36 ص] داستاني از ملاقات با مهدي (عج)
[16/11/1386- 1:59 ع] راز و نياز

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 

:: بازديد امروز ::
0
:: بازديد ديروز ::
1
:: کل بازديدها ::
251

:: درباره من ::

هو الله


:: اوقات شرعي ::

:: لوگوي دوستان من::


::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل:

 

:: موسيقي ::