قسمتي از راز و نياز شهيد چمران :
خدايا! هدايتم کن زيرا ميدانم که گمراهي چه بلاي خطرناکي است.
خدايا! محتاجم مکن که تهمت به کسي بزنم،زيرا تهمت، خيانت ظالمانه اي است.
خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده کنم.
خدايا! تورا شکر مي کنم.
خدايا! من
کوچکم،ضعيفم،ناچيزم،پر کاهي در مقابل طوفان ها هستم به من ديده اي عبرت
بين ده تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به
درستي تسبيح کنم.
خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است تورا به عدالتت سوگند مي دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.
خدايا! مي خواهم فقيري بي نياز باشم ، که جاذبه هاي مادي زندگي مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.
خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغاي کشمکش هاي پوچ مدفون نشوم.
خدايا! دردمندم
، روحم از شدت درد مي سوزد،قلبم مي جوشد،احساسم شعله مي کشد و بند بند
وجودم از شدت درد صيحه مي زند تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.
خدايا! بسوي تو مي آيم از عالم و عالميان ميگريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سکني ده.
برگرفته از کتابچه دکتر مصطفي چمران (مرکز آموزش سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران)